تبلیغات

&ads2= &ads3=

صداقت(داستانک)

#داستانک
🔵🥞
پسر و دختر کوچکی با هم بازی می‌کردند. پسر چند تا تیله داشت و دختر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: «من همه تیله‌هایم را به تو می‌دهم و تو همه شیرینی‌هایت را به من بده.»

دختر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگترین و قشنگترین تیله‌اش را مخفیانه برداشت و بقیه را به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی‌هایش را به پسرک داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی‌توانست بخوابد چون به این فکر می‌کرد که همانطوری که خودش بهترین تیله‌اش را پنهان کرده بود شاید دختر کوچولو هم مثل او یک خرده از شیرینی‌هایش را پنهان کرده و همه شیرینی‌ها را به او نداده باشد.

عذاب وجدان همیشه برای كسی است كه صادق نیست. آرامش برای كسی است كه صادق است.
✨💫💫✨

🍃کانال سایت گاهنامه رنگارنگ🌸
@wwwgahnamerangarangir
www.gahnamerangarang.ir


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : داستانک ,

برچسب ها : پسر , دختر , تیله , کیک , صداقت , عذاب وجدان , بازی , شیرینی ,

مطالب مرتبط
دستور خدا
داستانک-پسر بچه فقیر اما با قلبی بزرگ!!!
درخت گردو
لباس شاهانه
داستانک- آنچنان دوستش داشتم که نمی خواستم

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» کانال آپارات گاهنامه رنگارنگ در آپارات »» دوشنبه 26 آبان 1399
» لینک کانال گاهنامه رنگارنگ در تلگرام »» سه شنبه 31 مرداد 1396
» آیت الله مصباح درگذشت »» جمعه 12 دی 1399
» رادیو نوروزی »» دوشنبه 26 اسفند 1398
» پاورپوینت زیارت عاشورا »» یکشنبه 10 شهریور 1398
» بهترین مدرک تحصیلی جهان!!! »» چهارشنبه 26 تیر 1398
» حلول ماه رمضان مبارک »» سه شنبه 17 اردیبهشت 1398
» هیس...ساکت باش!!! »» سه شنبه 17 اردیبهشت 1398