close
تبلیغات در اینترنت
?????? ?? ???? ??? * ?????? ?? ???? ???

شهادت امام محمد تقی(ع)

شهادت امام محمد تقی(ع)

منوي کاربري

  • امروز : جمعه 30 شهریور 1397
  • عضو شويد
  • فراموشي رمز عبور ؟
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • عضويت سريع
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • My Computer
  • براي استفاده بهتر از سايت رو صفحه کليد ، کليد F11 را بنزنيد
  • قالب سايت گاهنامه رنگارنگ فقط با مرورگر موزيلا فاير فاکس پشتيباني مي شود.
  • 💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
    در کودکی به امامت رسید تا آزمونی بزرگ برای شیعیان رقم بخورد. خوانده بودند در قرآن کریم که یحیی(ع) در کودکی به پیامبری رسید و عیسی(ع) در گهوراه سخن گفت و خود را پیامبر خدا معرفی نموده بود. اما این بار به چشم می دیدند که کودکی از سوی خدا به پیشوایی مردم زمانش انتخاب می شود.

    هر چند پیش از این امام رضا(ع) بارها درباره امامت فرزندشان محمد(ع) سخن گفته بودند اما پذیرش این موضوع برای عده ای بسیار دشوار بود که از کودکی فرمان برند. به همین دلیل بارها دانش و درایت او را آزمودند. پاسخهای قاطع و روشن امام(ع) به پرسشهای بزرگان شیعه و مطابقت آن با آموزه های امامان پیشین به ایشان اطمینان داد که او امام و پیشوا و حجت خدا بر مردم است. 
    دنیای ستمگران وجود دردانه امام رضا(ع) را بیش از 25 سال تاب نیاورد. مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق دخترش ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد و نقل است همین ام فضل با تحریک و وسوسه برخی درباریان همسرش جواد الائمه (ع) را در بغداد با زهر مسموم نمود و به شهادت رساند.

    بهره ای از کلام امام جواد (ع):
    * هر كه از خدا قطع امید كند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.[1]
    * هر كه به خواستگارى دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتدارى او مطمئن مى باشید با او موافقت كنید وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمین خواهید شد.[2]
    * عزّت و شخصیّت مؤمن در بى نیازى و طمع نداشتن به مال و زندگى دیگران است .[3]
    * هر كه كار زشتى را تحسین و تأیید كند، در عِقاب آن شریك مى باشد.[4]
    @wwwgahnamerangarangir
    مرثیه: 
    لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
    مردي كه درد هاي دلش بی حساب بود
    پا می كشيد گوشه ی حجره به روی خاك
    پروانه وار غرق تب و التهاب بود
    از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
    حتی نفس نفس زدنش هم عذاب بود
    در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
    فرياد استغاثه ی او بی جواب بود
    يك جرعه آب نذر امامش كسی نكرد 
    هر چند آب دادن تشنه ثواب بود
    آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
    آری دعای خسته دلان مستجاب بود
    غربت برای آل علي تازگی نداشت
    در آن ديار كشتن مظلوم باب بود
    اما فدای بی كفن دشت كربلا
    آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود
    هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت
    هم داغديده ی شرر آفتاب بود

    شاعر: یوسف رحیمی

    التماس دعا
    💫💫💫💫💫💫💫💫💫
    نظرات

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
  • My Computer
  • قوانين
  • تماس با ما
  • موضوعات سايت
  • ساير
  • GahnameRangarang