close
تبلیغات در اینترنت

داستانک-پسر بچه فقیر اما با قلبی بزرگ!!!

داستانک-پسر بچه فقیر اما با قلبی بزرگ!!!

منوي کاربري

  • امروز : شنبه 24 آذر 1397
  • عضو شويد
  • فراموشي رمز عبور ؟
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • عضويت سريع
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • My Computer
  • براي استفاده بهتر از سايت رو صفحه کليد ، کليد F11 را بنزنيد
  • قالب سايت گاهنامه رنگارنگ فقط با مرورگر موزيلا فاير فاکس پشتيباني مي شود.
  • #داستانک
     
    پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.
    خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید:
    بستنی شکلاتی چند است؟
    خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستی معمولی چند است؟
    خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت :35 سنت
    پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.
    خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت،
    پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت..
    هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی 15سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد.
    شکسپیر زیبا میگوید:
    بعضی بزرگ زاده می شوند،
    برخی بزرگی را بدست می آورند،و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند.
     
    t.me//wwwgahnamerangarangir👈کانال ما در تلگرام
    نظرات

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
  • My Computer
  • قوانين
  • تماس با ما
  • موضوعات سايت
  • ساير
  • GahnameRangarang