close
تبلیغات در اینترنت

پشتیبانی

.

پاسخ شبهات

پاسخ شبهات

منوي کاربري

  • امروز : شنبه 01 اردیبهشت 1397
  • عضو شويد
  • فراموشي رمز عبور ؟
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • عضويت سريع
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • My Computer
  • براي استفاده بهتر از سايت رو صفحه کليد ، کليد F11 را بنزنيد
  • قالب سايت گاهنامه رنگارنگ فقط با مرورگر موزيلا فاير فاکس پشتيباني مي شود.
  • رابطه شب قدر و ولايت چيست؛ زيرا مى گويند شب قدر ارتباط تنگاتنگى با امام زمان(عج) دارد؟ در جايى خواندم كه امام صادق عليه السلامفرمود: حقيقت شب قدر، حضرت زهرا عليهاالسلام است؛ آيا اين سخن درست است و اگر درست است، معنايش چيست؟[1]

    يكى از مسائل پر رمز و راز در مجموعه علوم و معارف الهى، مسئله «شب قدر» است. نخست گفتنى است، شب قدر، ظرف نزول قرآن است: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ»[2]. اما اين چه نوع ظرفى است؟ بين عموم مردم مشهور است كه «شب قدر» ظرف زمان است. طبق اين بيان، شب قدر، به معناى پاره اى از زمان (شب) است كه در آن، قرآن از عالم بالا به دنيا نازل گشته است و به دليل اهميت اين نزول و مسائل جنبى و يا عوامل زمينه ساز آن ـ كه از درك ما انسان ها فراتر است ـ خداوند مى فرمايد: «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ»[3]؛ «چه چيزى تو را آگاه كرد كه شب قدر چيست؟» و «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[4]؛ «شب قدر، از هزار ماه بهتر است». عبادتى كه در اين شب انجام مى شود، بهتر از هر عبادتى است كه انسان آنها را در طول هزار ماه انجام مى دهد و نيز: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»[5]؛ «در اين شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان فرود مى آيند و با خود مقدرات همه امور را فرود مى آورند» و «سَلامٌ هِيَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ»[6]؛ «اين شب [ يكسره] تا طلوع فجر سلام و سلامتى است».
    اما اگر «ظرفيت» مطرح در آيه را منحصر در ظرف زمان نكنيم و بگوييم ظرف زمان، پايين ترين مرحله از مراحل ظرفيت است ؛ آن گاه به اين مى رسيم كه شب قدر، حقيقتى است كه قرآن در آن نازل شده و با توجه به لياقت و قابليتش، حقيقت قرآن را از عالم بالا دريافت كرده و آن را در وجود خود، جاى داده است و بدين ترتيب وجودش، ظرف قرآن شده است. البته مراد از ظرف و محل و امثال اين تعابير، مكان مادى نيست و نمى تواند باشد؛ زيرا حقيقت قرآن از سنخ امور مادى نيست تا ظرف و مكانى شبيه به ظروف و مكان هاى مادى داشته باشد؛ بلكه محل نزول قرآن و ظرف آن، بايد از سنخ «معنى» و امور معنوى باشد تا بتوان، ظرفيت آن را نسبت به يك حقيقت معنوى پذيرفت و از آن توجيه معقولى ارائه كرد. در اينجا سه نكته بايد روشن شود:
    يكم. بدانيم كه ظرف و مظروف مادى، هيچ گاه با هم متحد نمى شوند. براى مثال آب كه مظروف و كوزه ظرف است، تا ابد اگر اين نسبت را حفظ كنند، نه كوزه آب مى شود و نه آب كوزه و همين طور است در ديگر موارد از انواع ظرف ها و مظروف هاى مادى. اما در امور معنوى اين گونه نيست؛ ظرف معنوى حقيقتى است كه پذيراى امور معنوى و دريافت كننده حقايق ملكوتى است. اين حقيقت، با آنچه مى پذيرد و قبول مى كند، وحدت يافته و يكى مى شود. بنابراين حقيقتى كه محل نزول قرآن است و حقايق آن را قبول كرده و ظرف قرآن شده است، با آن يكى مى شود و قرآن ناطق مى گردد.

    سوم. بدانيم چرا از انسان كامل به شب قدر تعبير شده است؟ لفظ «ليلة» به معناى شب است و خصوصيت شب خفا و ناپيدايى آن است. شب فانى و منفعل محض است و از خود چيزى ندارد. قدر هم به معناى عظمت، قدرت و فضيلت است و انسان كامل از آن رو كه فانى در خداوند است، فانى در حقيقتى است كه عين عظمت و قدرت و فضيلت است. از آن جهت كه خود است، هيچ است و از آن جهت كه نمود آن حقيقت است، همه چيز است؛ پس از او به شب قدر تعبير شده است. انسان كامل آينه تمام نماى جمال خداوند، خليفه و وجه اللّه است. مظهر «بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[9] و «عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[10] است. مصداق «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللّهَ رَمى»[11] است. انسان كامل حقيقتى است كه بيعت با او بيعت با خدا است: «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّهَ»[12].
    همچنين دوستى يا دشمنى با او، دوستى يا دشمنى با خداوند است: «و مَن اَحبَّكم فقد اَحَبَّ اللّه و مَن اَبغضكم فقد اَبغضَ اللّه »[13]. از اين حقيقت بزرگ، به شب قدر ياد مى شود: «عن ابى عبدالله عليه السلام قال: انا انزلنا فى ليلة القدر؛ «الليلة»، فاطمة و «القدر»، الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرك ليلة القدر»[14] ؛ «امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «ليلة، فاطمه و قدر، اللّه است. هر كس به درستى فاطمه را شناخت، شب قدر را درك كرده است».
    البته شب قدر را خداى او و خود «ليله القدر» مى شناسد و بس؛ اما ديگران به مقدار استعداد و لياقتشان مى توانند با برخى از اوصاف و خصوصيات شب قدر ـ آن هم با هدايت و ارشاد خود او ـ آشنا شوند. در برخى از روايات آمده است: رسول خدا صلى الله عليه و آلهخطاب به امام على عليه السلام مى فرمايد: «كسى خدا را نشناخت، جز من و تو و كسى مرا نشناخت، جز خدا و تو و تو را نيز كسى نشناخت، جز خدا و من». بنابراين شناخت شب قدر ـ كه همان انسان كامل است ـ با شناخت خداوند رابطه تنگاتنگى دارد و همان طور كه نمى توان به حقيقت خداوند و كنه ذات او پى برد، نمى توان به حقيقت شب قدر و كنه ذات او دست يافت.

    مى توان شب قدر را به دو نوع حقيقى و زمانى تقسيم كرد و گفت: ليلة القدر حقيقى، وجود طيبه انسان كامل است كه دعا و ظرف قرآن؛ بلكه قرآن ناطق است. از اين رو در هر زمان براى آن، بيش از يك مصداق قابل تصوّر نيست. به عبارت ديگر امام زمان هر عصرى، مصداق شب قدر آن دوران است و نظير ندارد و دومى برايش متصور نيست. امام رضا عليه السلام مى فرمايد: «الامام واحد دهره و لا يدانيه احد و لا يعادله عالم و لا يوجد منه بدلاً و لا له مثل و لا نظير»[15]؛ «امام يگانه دهر خويش است و كسى نمى تواند تا با او انباز گردد. امام كسى است كه هيچ دانشمندى به پايه او نمى رسد و احدى نمى تواند جايگزين وى شود. امام كسى است كه مثل و نظيرى برايش متصور نيست». اين همان شب قدر حقيقى است.

    لطفا به ادامه مطلب بروید

     

    عنوان: تفاوت وجود حقیقی و وجود اعتباری چیست؟ ایا در اولی انسان نقش ندارد در دومی انسان نقش دارد؟ تفاوت وجود خارجی و وجود ذهنی چیست؟ اینکه میگویند وجود حقیقی اثر دارد وجود اعتباری ندارد یعنی چه؟ چگونه میتوان وجود ذهنی را از وجود خارجی تفکیک کرد؟ انسان در وجود ذهنی تصرف میکند چگونه میتوان ادعا کرد که وجود ذهنی ماهیت ان شی خارجی است؟ لطفاً علمی و ساده بیان نمایید.

    شما دوست عزیز می تونی برای پاسخ این سوال به ادامه مطلب مراجعه کنید

     

  • My Computer
  • قوانين
  • تماس با ما
  • موضوعات سايت
  • ساير
  • GahnameRangarang