close
تبلیغات در اینترنت
ابزار وبلاگ
,

گاهنامه رنگارنگ - مطالب ارسال شده توسط gahnamerangarang

گاهنامه رنگارنگ - مطالب ارسال شده توسط gahnamerangarang

منوي کاربري

  • امروز : چهارشنبه 07 فروردین 1398
  • عضو شويد
  • فراموشي رمز عبور ؟
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • عضويت سريع
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
  • ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  • My Computer
  • براي استفاده بهتر از سايت رو صفحه کليد ، کليد F11 را بنزنيد
  • قالب سايت گاهنامه رنگارنگ فقط با مرورگر موزيلا فاير فاکس پشتيباني مي شود.
  • sobhankashi
    واااااي كه چقدر اين شعر زيباست
    لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا




    خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
    بی نهایت خسته و افسرده ام/
    تا میان گور رفتم دل گرفت/
    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
    روی من خروارها از خاک بود/
    وای، قبر من چه وحشتناک بود!
    بالش زیر سرم از سنگ بود/
    غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
    هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
    سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
    خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
    زان میان یک تن خریدارم نشد/
    نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
    ترس بود و وحشت و دلواپسی/
    ناله می کردم ولیکن بی جواب/
    تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
    آمدند از راه نزدم دو ملک/
    تیره شد در پیش چشمانم فلک/
    یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
    دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
    گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
    لرزه بر اندام من افتاده بود/
    هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
    سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
    از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
    رفت بالا گرزهای آتشین/
    قبر من پر گشته بود از نار و دود/
    بار دیگر با غضب پرسش نمود:
    ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
    نام اربابان خود یک یک ببر/
    گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
    گوش گویا نامشان نشنیده بود/
    نامهای خوبشان از یاد رفت/
    وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
    چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
    بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
    در میان عمر خود کن جستجو/
    کارهای نیک و زشتت را بگو/
    هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
    کوله بارم بود مملو از گناه/
    کارهای زشت من بسیار بود/
    بر زبان آوردنش دشوار بود/
    چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
    گرز آتش بر سرم آمد فرود/
    عمق جانم از حرارت آب شد/
    روحم از فرط الم بی تاب شد/
    چون ملائک نا امید از من شدند/
    حرف آخر را چنین با من زدند:
    عمر خود را ای جوان کردی تباه/
    نامه اعمال تو باشد سیاه/
    ما که ماموران حق داوریم/
    پس تو را سوی جهنم می بریم/
    دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
    دست و پایم بسته در زنجیر بود/
    نا امید از هرکجا و دل فکار/
    می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
    ناگهان الطاف حق آغاز شد/
    از جنان درهای رحمت باز شد/
    مردی آمد از تبار آسمان/
    دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
    صورتش خورشید بود و غرق نور/
    جام چشمانش پر از خمر طهور/
    چشمهایش زندگانی می سرود/
    درد را از قلب انسان می زدود/
    بر سر خود شال سبزی بسته بود/
    بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
    کِی به زیبائی او گل می رسید/
    پیش او یوسف خجالت می کشید/
    دو ملک سر را به زیر انداختند/
    بال خود را فرش راهش ساختند/
    غرق حیرت داشتند این زمزمه/
    آمده اینجا حسین فاطمه؟!
    صاحب روز قیامت آمده/
    گوئیا بهر شفاعت آمده/
    سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
    مهربانانه به رویم خنده کرد/
    گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/
    من کجا و دیدن روی حسین (ع)/
    گفت: آزادش کنید این بنده را/
    خانه آبادش کنید این بنده را/
    اینکه این جا این چنین تنها شده/
    کام او با تربت من وا شده/
    مادرش او را به عشقم زاده است/
    گریه کرده بعد شیرش داده است/
    خویش را در سوز عشقم آب کرد/
    عکس من را بر دل خود قاب کرد/
    بارها بر من محبت کرده است/
    سینه اش را وقف هیئت کرده است/
    سینه چاک آل زهرا بوده است/
    چای ریز مجلس ما بوده است/
    اسم من راز و نیازش بوده است/
    تربتم مهر نمازش بوده است/
    پرچم من را به دوشش می کشید/
    پا برهنه در عزایم می دوید/
    بهر عباسم به تن کرده کفن/
    روز تاسوعا شده سقای من/
    اقتدا بر خواهرم زینب نمود/
    گاه میشد صورتش بهرم کبود/
    تا به دنیا بود از من دم زده/
    او غذای روضه ام را هم زده/
    قلب او از حب ما لبریز بود/
    پیش چشمش غیر ما ناچیز بود/
    با ادب در مجلس ما می نشست/
    قلب او با روضه ی من می شکست/
    www.gahnamerangarang.ir
    حرمت ما را به دنیا پاس داشت/
    ارتباطی تنگ با عباس داشت/
    اشک او با نام من می شد روان/
    گریه در روضه نمی دادش امان/
    بارها لعن امیه کرده است/
    خویش را نذر رقیه کرده است/
    گریه کرده چون برای اکبرم/
    با خود او را نزد زهرا (س) می برم/
    هرچه باشد او برایم بنده است/
    او بسوزد، صاحبش شرمنده است/
    در مرامم نیست او تنها شود/
    باعث خوشحالی اعدا شود/
    گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/
    قلب او بوی محبت میدهد/
    سختی جان کندن و هول جواب/
    بس بود بهرش به عنوان عقاب/
    در قیامت عطر و بویش می دهم/
    پیش مردم آبرویش می دهم/
    آری آری، هرکه پا بست من است/
    نامه ی اعمال او دست من است/

    🌸 t.me/wwwgahnamerangarangir 🌸
    معادله اشتباه
    روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تخته‌سیاه کرد:
    9*1=7
    9*2=18
    9*3=27
    9*4=36
    9*5=45
    9*6=54
    www.gahnamerangarang.ir
    وقتی کارش تمام شد به دانش‌آموزان نگاه کرد، آن‌ها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند. وقتی او پرسید چرا می‌خندید، یکی از دانش‌آموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است.
    معلم پاسخ داد: "من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم. دنیا با شما همین‌گونه رفتار خواهد کرد. همان‌طور که می‌بینید من 5 معادله را درست نوشتم، اما شما به آن‌ها هیچ اهمیتی ندادید! همه‌ی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید. دنیا همیشه به خاطر موفقیت‌ها و کارهای خوب‌تان از شما قدردانی نمی‌کند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد. پس قوی‌تر از قضاوت‌هایی که همیشه وجود خواهند داشت باشید!"
    @wwwgahnamerangarangir
    🍃کانال گاهنامه رنگارنگ🌸
    💚💚علي شاه. 💚💚
    💚💚عَلي ماه. 💚💚
    💚💚عَلي راه. 💚💚
    💚💚عَلي نصرُمِن الله. 💚 💚
    💚💚عَلي زِمزِمه ى هَر دِلِ آگاه. 💚💚
    💚💚عَلي عِينِ يَقينْ است. 💚💚
    💚💚عَلي بَر هَمه ى خَلْقْ اميرالْمؤمِنينْ است💚💚
    💚💚عَلي كاشِفِ هَر غَم. 💚💚
    💚💚عَلي بَر هَمه مَرْحَم. 💚💚
    💚💚عَلي ذِكْرِ لَب
    ِ عيسى بن مَرْيَم. 💚💚
    💚💚عَلي هَستى خاتَم. 💚💚
    💚💚عَلي بَرگِ بَراتِ هَمه ى خَلْقْ ز آتَش و جَهَنَّم💚💚
    💚💚عَلي اصلِ وجود است. 💚💚
    💚💚عَلي روى سُجود است. 💚💚
    💚💚عَلي مَعدَنِ جود است. 💚💚
    💚💚عَلي رازونيازْ است. 💚💚
    💚💚عَلي سوزو گُدازْاست. 💚💚
    💚💚عَلي مَحْرَمِ راز است. 💚💚
    💚💚عَلي مُهرِ قبولي نَماز است💚💚
    💚💚عَلي بَرْگ و برات است. 💚💚
    💚💚عَلي حَجُّ زَكاتْ است. 💚💚
    💚💚عَلي بابِ نِجاتْ است. 💚💚
    💚💚عَلي حَيّ و مَماتْ است. 💚💚
    💚💚عَلي رَمْز عُبور از روى صراط است💚💚
    💚💚عَلي ساقي كوثَر،

    هَمان آب حيات است💚💚

    💚💚فَقَط حِيدَرِ كَرّار
    www.gahnamerangarang.ir
    امير الْمؤمِنينْ است..💚💚

    t.me/www.gahnamerangarang.ir
    💚💚عید غدیر

    🌹برشما وخانواده گرامیتان🌹


    مبارک باد💚💚
    #داستانک
     
    پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.
    خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید:
    بستنی شکلاتی چند است؟
    خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستی معمولی چند است؟
    خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت :35 سنت
    پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.
    خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت،
    پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت..
    هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی 15سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد.
    شکسپیر زیبا میگوید:
    بعضی بزرگ زاده می شوند،
    برخی بزرگی را بدست می آورند،و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند.
     
    t.me//wwwgahnamerangarangir👈کانال ما در تلگرام
    👨‍👨‍👧‍👦👨‍👨‍👦‍👦👨‍👨‍👧‍👧👩‍👦👨‍👨‍👧‍👧👨‍👨‍👦‍👦👨‍👨‍👧‍👦👨‍👨‍👧
    شکسپیر:
     
    بعضی بزرگ زاده می شوند،
    برخی بزرگی را بدست می آورند،
    و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند.
     
    t.me//wwwgahnamerangarangir👈کانال تلگرامی ما
    #نکته_حقوقی
     
    💢ترساندن دیگران جرم است.
     
    ✅بسیار اتفاق افتاده است که به دلیل شوخی‌های ناگهانی با افراد، آنها در اثر ترس و هیجان ناشی از آن دچار آسیب‌های شدیدی شده‌اند. مانند آنکه فردی که دارای بیماری قلبی است در اثر ترس ناشی از شوخی ناگهانی دچار حمله قلبی می‌شود و جان خود را از دست می دهد. اما لازم است بدانیم که این اقدام و عادت زشت روزمره ما از نظر قانونگذار تحت شرایطی جرم محسوب می‌شود.
    www.gahnamerangarang.ir
    👈قانونگذار در ماده 499 از قانون مجازات اسلامی بیان می دارد:
     
    هرگاه کسی دیگری را بترساند و آن شخص در اثر ترس بی اختیار فرار کند یا بدون اختیار حرکتی از او سر بزند که موجب ایراد صدمه بر خودش یا دیگری گردد، ترساننده حسب تعاریف جنایات عمدی و غیر عمدی مسئول است.
    کانال ما در تلگرام:
     
    t.me//wwwgahnamerangarangir
    تعداد صفحات : 82
  • My Computer
  • قوانين
  • تماس با ما
  • موضوعات سايت
  • ساير
  • GahnameRangarang